آموزش فیزیک دبیرستان

آموزش کتاب های فيزيک مقطع متوسطه ی دوم


عضو شويد



:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

کتاب الکترونیک انرژی هسته ای 1.01 برای اندروید

دانلود

مخصوص گوشی های دارای سیستم عامل اندروید



:: بازديد از اين مطلب : 1807
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : جمعه 24 آبان 1392

خداوند از انسان چه مي خواهد

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.

در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!

http://farshadnikbin.blogfa.com/



:: بازديد از اين مطلب : 1941
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : یکشنبه 19 آبان 1392

نزاع بر سر تقسیم پول

دو نفر با هم به سفر مى رفتند، وقت غذا خوردن فرا رسید، یکى از آنان پنج نان و دیگرى سه نان از سفره خود بیرون آوردند، در این اثناء مردى از کنارشان عبور کرد، آنان رهگذر را به خوردن غذا دعوت نمودند و هر سه با هم نانها را تمام کردند، رهگذر خواست برود، پس عوض غذایى که خورده بود هشت درهم به ایشان داد. در موقع تقسیم پول نزاعشان درگرفت .
صاحب سه نان به صاحب پنج نان مى گفت : درهمها را بالمناصفه تقسیم مى کنیم ، صاحب پنج نان مى گفت : این تقسیم عادلانه نیست ، بلکه من پنج درهم و تو سه درهم مى برى ، به نسبت نانهایى که گذاشته ایم . ولى طرف نپذیرفت تا این که خصومت به نزد حضرت امیرالمومنین علیه السلام بردند. على علیه السلام به آنان فرمود: بروید و با هم سازش ‍ کنید و در این موضوع بى ارزش نزاع و اختلاف مکنید، گفتند: در هر صورت شما حق را براى ما بیان بفرمایید، پس آن حضرت علیه السلام درهمها را به دست گرفت و هفت درهم به صاحب پنج نان داد و یک درهم به آن که سه نان داشت و به آنان فرمود: مگر نه این است که هر یک از شما دو نان و دو سوم نان (که هشت ثلث مى شود) خورده اید گفتند: بله . فرمود: بنابراین نانى که رهگذر مصرف کرده هفت ثلثش ‍ از صاحب پنج نان و یک ثلثش از صاحب سه نان بوده و روى همین نسبت پولها تقسیم مى شوند...



:: بازديد از اين مطلب : 1568
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : یکشنبه 19 آبان 1392

داوريهاي حيرت انگيز حضرت علي (ع) 

 

سه نفر در تقسيم 17 شتر دچار اختلاف شده بودند. سهم يك نفرشان يك دوم(نصف) بود و سهم ديگري يك سوم(ثلث) و سهم سومي يك نهم(تسع) بود.

هيچكدام حاضر به بخشش قسمتي از سهم خود به ديگري يا رد و بدل كردن پول نبودند و ضمناً راضي به نحر كردن(كشتن) شتري براي تقسيم نبودند.



:: بازديد از اين مطلب : 1419
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : شنبه 18 آبان 1392

http://www.booknama.com/



:: بازديد از اين مطلب : 1497
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : شنبه 18 آبان 1392

دانلود کتاب قضاوت های حضرت علی(ع)

قضاوتهای حضرت علی

منبع:http://booknama.com



:: بازديد از اين مطلب : 1632
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : شنبه 18 آبان 1392

درسي از اديسون

 

اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي‌كرد.
اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي‌گرفت تا آماده بهينه‌سازي و ورود به بازار شود.



:: بازديد از اين مطلب : 1331
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : شنبه 18 آبان 1392

فرشتـــــــــه يک کودک

 

کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:
"مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد ، اما من به اين کوچکي و بدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟ "
خداوند پاسخ داد:



:: بازديد از اين مطلب : 1355
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : شنبه 18 آبان 1392

دو روش در حل مسئله

هنگامی که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی روبرو شد:
آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون جاذبه کار نمی کنند (جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابد و روی سطح کاغذ نمی ریزد)



:: بازديد از اين مطلب : 1430
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : شنبه 18 آبان 1392

مادر


مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود.اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.
یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره
خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم



:: بازديد از اين مطلب : 1523
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0
ن : ketabephysics
ت : شنبه 18 آبان 1392

RSS

Powered By
loxblog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران